تبليغاتX
روزنه




















روزنه

رنگين كمان هديه ي كساني است كه تا آخرين قطره ،زير باران مي مانند...

امروز رو با قتل شروع كردم.
مجبورم كردن!امسال با خودم عهد بسته بودم كه ديگه دستم به خونشون آلوده نشه!ولي خودشون مجبورم كردن!
اصلا نذاشتن بخوابم!مثلا مثلا موبايلم رو روي 8 تنظيم كرده بودم كه بعد از نماز تقريبا دو ساعت بخوابم.ولي نذاشتن بيشتر از يك ساعت بخوابم!
منم بلند شدم و دنبال مگس كش گشتم!هنوز هم يادم نرفته بود كه قرار بود امسال هيچ پشه اي رو نكشم ولي ديگه تحملم تموم شده بود!
وقتي مي ديدم كه چقدر راحت زير يه تيكه پلاستيك له مي شدن لذت مي بردم!دوست داشتم يه جوري بكشمشون كه ديگه جرعت نكنن اين طرفا بيان!
ولي آخرش دلم براشون سوخت!آخه اونا هم زنده ن!روح دارن!و از همه مهمتر براي اين آفريده نشدن كه يه موجود دو پايي مثل من به همين راحتي لهشون كنه!
از وقتي كه مگس كش پيشرفته ي عموم اينا رو ديدم ،دلم براشون بيشتر مي سوزه!يه مگس كش برقي كه فقط كافيه باهاش مگسه رو توي هوا دنبال كني!خودش ميچسبه بهش و با صداي سوزناك "تق" زندگيش تموم ميشه!
دوباره يه عهد جديد با خودم بستم!گفتم از اين به بعد اگه حتي 20 تا از اين موجودات سياه ،هم زمان روي صورتم بشينن هم نمي كشمشون!حتي اگه نذارن شب تا صبح بخوابم هرگز به خودم اجازه نمي دم حتي يه دونشون رو بكشم!
ولي............................!
ولي چه عهد هايي كه بسته شد و چه عهد هايي كه شكسته شد!!!

نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 13:40 توسط saeed| |

امروز خيلي اتفاقا افتاد.
امروز بعد از مدتها هواي ابري رو ديدم.(من هواي ابري رو به آفتابي ترجيح مي دم و هواي باروني رو به ابري!)
امروز دومين ماهي سفره ي هفت سينمون مُرد!(ما كلا توي نگه داشتن ماهي عيد سابقه ي درخشاني داريم!يه بار يكي از ماهي ها دوبار روي سفره ي عيد نشست!چيزي به سومين سال پياپي با يك ماهي نمونده بود كه مامان بزرگم بهش زيادي غذا داد و .........!)
امروز چند تا اتفاق خصوصي خوب افتاد كه نميتونم بگم!
امروز ياد يه خواب خيلي خوب افتادم كه چند روز پيش ديده بودم.(ميگن خواب خوب رو نبايد تعريف كرد ولي شايد بعدا اين خواب رو اينجا بنويسم!)
و بالاخره امروز ،روز شهادت يه مرد بزرگ بود.من از اين روز يه خاطره ي خيــــــلي شيرين دارم كه اگه بخوام تعريف كنم خيلي طولاني ميشه!
هر سال ،شهادت امام صادق (ع) ،اين خاطره برام زنده ميشه.امام صادق(ع) رو خيلي دوست دارم.نه فقط به خاطر اينكه يه امام بود و مرد بزرگي بود و شيعه رو بنيانگذاري كرد و ....و....و.....يه جور احساس درونيه اين دوست داشتن!

 اَحبّ اخوانى الى من اهدى الى عیوبى 
 محبـوبتـرین بـرادرانـم نزد من، کسـى است که عیبهایـم را به من اهدا کنـد.

 امام صادق (ع) 

          

نوشته شده در شنبه چهارم آبان 1387ساعت 17:11 توسط saeed| |


Design By : Night Skin