روزنه
رنگين كمان هديه ي كساني است كه تا آخرين قطره ،زير باران مي مانند...
شيطان و حوا ،چشم در خويشتن گشودن و عصيان ،و بالاخره ،تبعيد از بهشت و آوارگي در ‹‹كوير››... "کویر از علی شریعتی"
خاكستر نكرده باشد!
خدایا نمى دانم تا كى باید بسوزم؟ تا چند رنج ببرم؟ در همه حال، همه جا و همیشه تو شاهد بوده اى.عشقى پاك داشتم و آن را به پرستش ذات مقدس تو
ارتباط مى دادم، ولى عاقبتش به آتشى سوزان مبدل شد كه وجودم را خاكستر كرد.احسا س مى كنم تا ابد خواهم سوخت.شمعى سوزان خواهم بود كه از
سوزش من شاید بشریت لذت خواهد برد!
خدایا، از تو صبر مى خواهم و به سوى تو مى آیم. خدایا تو كمكم كن.
‹‹"خدا بود و ديگر هيچ نبود" از مهدي چمران››
بگذار تا ‹‹شيطنت عشق›› چشمان تو را بر عرياني خويش بگشايد ،هرچند آن چه معني جز رنج و پريشاني نباشد ،اما كوري را هرگز به خاطر آرامش تحمل مكن.
و گناه
آري ،اما اگر گناه نباشد ،طاعت را چگونه مي تواني به دست آري؟
چه ،‹‹انسان تنها فرشته اي است كه دستش به خون آغشته است.››؛
وانگهي ،كوير نه تنها نيستان من و ما است ،كه نيستان ‹‹ملت›› ما و ‹‹روح›› ما و ‹‹انديشه›› و ‹‹مذهب›› و ‹‹ادب›› و ‹‹زندگي›› ما و ‹‹سرشت›› و ‹‹سرگذشت›› ما همه هست.
كوير ؛‹‹اين تاريخي كه در صورت جغرافيا ظاهر شده است.››
| Design By : Night Skin |


