روزنه
رنگين كمان هديه ي كساني است كه تا آخرين قطره ،زير باران مي مانند...
نمي دانم از او چه بگويم؟چگونه بگويم؟ شهادت حضرت فاطمه (س) رو تسليت ميگم.
هر وقت نام فاطمه(س) را ميشنوم صداي مهرباني در ذهنم مي پيچد...شعر زيبايي مي خواند...اما نمي توانم بفهمم كه آن شعر چيست...
هر وقت نام فاطمه (س) را مي شنوم ،تمام زيبايي هايي كه انسان مي تواند داشته باشد ،درون ذهنم مي بينم...
نمي دانم چه رازي در اين حس نهفته است...
آيا نامي زيباتر از "فاطمه" هم وجود دارد؟
.........
هيچ متني رو قشنگتر از اين متن دكتر شريعتي در مورد حضرت فاطمه (س) نديدم...شما هم حتما خوندين...ولي تكراريش هم قشنگه....:
خواستم از "بوسوئه" تقليد كنم.خطيب نامور فرانسه كه روزي در مجلسي با حضور لوئي ،از "مريم" سخن گفت.
گفت: هزار و هفتصد سال است كه همه سخنوران عالم درباره مريم ،داد سخن داده اند.
هزار و هفتصد سال است كه همه فيلسوفان و متفكران ملت ها در شرق و غرب ،ارزش هاي مريم را بيان كرده اند.
هزار و هفتصد سال است كه شاعران جهان ،در ستايش مريم ،همه ذوق و قدرت خلاقيتشان را بكار گرفته اند.
هزار و هفتصد سال است كه همه هنرمندان ،چهره نگاران ،پيكره سازان بشر ،در نشان دادن سيما و حالات مريم هنرمندي هاي اعجازگر كرده اند.
اما مجموعه ي گفته ها و انديشه ها و كوشش ها و هنرمندي هاي همه در طول اين قرنهاي بسيار ،به اندازه اين يك كلمه نتوانسته اند عظمت هاي مريم را باز گويند كه:
"مريم مادر عيسي است."
و من خواستم با چنين شيوه اي از فاطمه بگويم ،باز درماندم.
خواستم بگويم: فاطمه دختر خديجه بزرگ است.
ديدم فاطمه نيست.
خواستم بگويم كه: فاطمه دختر محمد (ص) است.
ديدم كه فاطمه نيست.
خواستم بگويم كه فاطمه همسر علي است.
ديدم كه فاطمه نيست.
خواستم بگويم كه: فاطمه مادر حسنين است.
ديدم كه فاطمه نيست.
خواستم بگويم كه: فاطمه مادر زينب است.
باز ديدم كه فاطمه نيست.
نه ؛ اينها همه هست و اين همه فاطمه نيست.
فاطمه ، فاطمه است.
| Design By : Night Skin |


