روزنه
رنگين كمان هديه ي كساني است كه تا آخرين قطره ،زير باران مي مانند...
اين اولين شعريه كه تمام بچه هاي ايراني حفظش مي كنن!يه جورايي انگار حفظ كردنش واجبه!اگه يه بچه ي حداكثر 4 ساله بلدش نباشه ،براش افت داره!!!
من نمي دونم اين شعر از كجا اومده ولي شاعرش واقعا حساب شده عمل كرده!چند لحظه روي شعر دقت كنيد!چي ازش استنباط ميشه!؟
سادگي زيبا و وصف ناشدني كودكي ،رنگارنگ بودن دنياي بچه ها ،شيطوني و ...
ولي به نظر من سادگي برجسته ترين نكته ي اين شعره!
الان حدود 14 سال از اون زماني كه منم مثل همه ي بچه ها اين شعرو بلد شدم مي گذره!چقدر از اون سادگي باقي مونده!؟
سادگي اي كه لازمه ي لمس كردن زندگيه.تا زماني كه فراموشش نكردي داري زندگي مي كني و به محض اينكه از زندگيت خارج بشه ،تمام زندگيتو با خودش ميبره!
14 سال گذشت...زندگي كردم...ساده بودم...خرت و پرتاي زندگي زياد شد...روي هم انباشته شد..."سادگي" اون زير موند...دفن شد...و در تمام لحظات اين 14 سال من در حال دفن كردنش بودم...بعد فهميدم كه بايد باشه...ولي ديگه محو شده بود...ديگه ديده نمي شد...گشتم...تمام خرت و پرتايي كه 14 سال روي هم انباشته شده بود رو كنار زدم...ولي پيداش نكردم...مثل اينكه بخواي يه سوزن رو توي انبار كاه پيدا كني!
زندگي مثل يه كمده...بايد بعد از يه مدت مرتبش كني...والا وسايلت گم ميشن...وقتي مرتبش كردي دوباره شروع مي كني به نامرتب كردنش...درشو باز ميكني و يه چيزيو همينطور پرت ميكني توش و درو ميبندي...و اصلا به اين فكر نمي كني كه با اين كار نامرتب ميشه...حالا يه چيزيو ميخواي از توي كمد برداري...درو كه باز مي كني ميبيني وااااااااااي...چقدر نامرتب!...دوباره بايد مرتبش كني.
بعضي وقتا بايد بشينم فكر كنم و ببينم كه چيا باعث شدن سادگي رو فراموش كنم...هر وقت زندگيم حالت ملموسي خودش رو از دست ميده ،ياد فكر كردن ميفتم.
از همون دوران مدرسه شروع ميشه...همون لحظه اي كه ميخوام سر دوستمو شيره بمالم!...ميخوام اون يكيو زيرآبشو بزنم!...با اين قهر ميكنم!...با اون لج ميكنم!
همين چيزاي ساده ،تمرينيه براي زميني شدن!...از آسمون بريدن...اونقدر سرم رو به زمينه كه گردنم ميخواد خورد بشه!
تا حالا به يه چيزي دقت كردين!؟...ميگن اين بچه خيلي سر به هواس!...الان ميفهمم كه خوش به حالش!...كاشكي تمام آدما توي تمام طول عمرشون سر به هوا بودن!...به جاي شمردن پولاشون ،ستاره ها رو ميشمردن!...اون وقت زندگي خيلي زيباتر ميشد!...حيف!
اصلا سادگي يعني چي!؟
به نظر من يعني اينكه آدم خوبي باشي...خوب بودنت رياكارانه و مصلحتي نباشه...اگه هم بد بودي ،بد بودنت از روي خباثت نباشه...بعضيا كاراي بدي مي كنن و بد بودنشون طوريه كه احساس مي كني خود شيطونن!...ولي بعضيا هم بد هستن ولي تو ميدوني كه بد بودنشون از روي اشتباهه و نه چيز ديگه!...سادگي يعني اينكه هميشه و در همه حال زندگي رو زيبا ديدن...و در يك كلام آدم ساده يعني فرشته اي در كالبد انسان!...البته فرشته اي كه حق اشتباه كردن رو داره!
بعضيا سادگي رو با ساده لوحي اشتباه ميگيرن...اين دو تا زمين تا آسمون فرق دارن...بعضيا هم فكر مي كنن سادگي يعني بچه بودن!...درسته...بچه ها بهترين نمونه هاي سادگي هستن ولي نه حماقت هاشون!...بچه ها توي اون دوران 8-9 ساله يه كارايي ميكنن كه فقط توي همون دوران بامزه س و بايد باشه...بعد از اون ديگه مسخره ميشه و بهش ميگن حماقت!
از بچه ها يه چيز خيلي خوب ميشه ياد گرفت!...در تمام لحظات زندگي شاد هستن...حتي اون لحظه اي كه دارن گريه مي كنن!...اين رمز سادگيشونه!
...........
..........
............
..........
.........
خوب ديگه...من برم يه ذره ديگه بگردم شايد اين سادگيه پيدا شد!!!
| Design By : Night Skin |


